گاهی آدم و جامعه، نه از کمبود حرف، که از زیادیِ صدا خسته میشوند؛ از موجِ خبرها، قضاوتها، اضطرابها و تلاطمِ روزگار. در چنین زمانهای، دل به چیزی نیاز دارد که محکمتر از هیجانها باشد؛ چیزی که آدم را از پراکندگی جمع کند و به «قرار» برساند. قرآن برای همین لحظههاست؛ برای وقتهایی که راه، گم میشود و باید دوباره نقشهٔ روشنِ زندگی را باز کرد.
باید پناه برد زیرِ سایهٔ کتابی که فقط برای تلاوت نیامده؛ برای حیات آمده است؛ پناهی که آدم در آن از هجومِ پراکندگیها، از گرد و غبارِ روایتهای متعارض، از ترسِ تصمیمهای سخت و از خستگیِ راه، نفسی تازه میکند؛ و قرآن، همان سقفِ امنِ معناست که هم آراممان میکند، هم جهت میدهد، هم قدم میسازد.
«در پناه قرآن» یعنی برگشتن به نقطهای امن؛ نه فرار از واقعیت، بلکه پیدا کردنِ معنای درستِ زندگی در دل واقعیت. و رمضان، فصلِ همین پناه است؛ وقتی دلها نرمترند و کلمهها زودتر مینشینند.
قرآن، کتابِ زندگی. نه تنها برای لحظههای عبادت، که برای میدانِ خانواده، جامعه، اقتصاد، امید، صبر و مقاومت.
اگر رویکرد مقاومت به عنوان منطق و نرمافزار حرکت انقلاب اسلامی برگزیده شده است، جریانهای تبیینی در کشور باید بتوانند رو به جلو بودن، زاینده بودن و سازنده بودن این حرکت برای آینده ایران را به صورتی ملموس توصیف نمایند. یکی از ارکان تبیین مقاومت به مثابه نرمافزار و منطق حرکت انقلاب، روایتِ «رابطه مقاومت با پیشرفت» است. این زاویه نگاه به مقاومت، به خصوص در مقاطعی که جنگ نظامی صورت گرفته و آتشبسهای مقطعی کوتاهمدت یا میانمدّت منعقد میشود، بسیار ضرورت مییابد. زیرا نظریه مقاومت همواره در دورانِ بازسازی و سازندگی، از منظر هزینههایی که در پی دارد و تاثیری که بر آبادانی، سازندگی و اداره کشور دارد، استنطاق میشود. کما اینکه در دوره بازسازی و سازندگی جمهوری اسلامی ایران، مقاومت ملّت ایران در دفاع مقدّس با پرسشهایی رو به رو شد و برخی جریانهای فکری و سیاسی کشور، از زاویه نگاه اداره و توسعه کشور، ارزشهای ایدئولوژیک دهه شصت را مورد سوال قرار دادند. این جریان که هنوز هم در کشور حیات سیاسی و فکری دارد، همواره علاقهمند بوده است که رابطه بین ارزشمداری و انقلابیگری با اداره و پیشرفت را متعارض بازنمایی کند و همیشه تلاش داشته است مردم ایران را به این نتیجه برساند که مقاومت بر ارزشهای دینی و انقلابی، مانع پیشرفت کشور است. در برابر این روایت، باید «روایتی پیشرفتمدارانه از مقاومت» را سر دست گرفت و برای ملّت ایران تبیین کرد که چرا پیشرفت ایران و ساختن آینده ایران در گرو مقاومت است و مبتنی بر چه استدلالهایی و چگونه، مقاومت یگانه راه پیشرفت حقیقی ایران است.
یکی از بزرگترین دستاوردهای ایده مقاومت در راستای پیشرفت کشور، ایجاد و تثبیت استقلال ملّی در ایران بوده است. عدم وابستگی، زیرساخت اصلی پیشرفت کشور است و در غیابِ استقلال، همه ابعاد زندگی و پیشرفت در تمامی عرصهها ـ اعم از علمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، ... ـ مختل خواهد بود. جریان انقلاب اسلامی از ابتدایی ترین روزهای خود با روشن بینی کامل نسبت به این مقوله، تمام همت خود بر استقرار تمام عیار استقلال سیاسی در ایران مبذول داشت و تا به امروز نیز بر آن تحفظ داشته به شکلی که در میان قدرتهای بزرگ دنیا، هیچ قدرتی وجود ندارد که بتواند ادعا کند خواست و ارادهی آن بر کشور یا ملت ایران تأثیر گذار است و این مسأله وجه مهمی از جذابیت ایده انقلاب اسلامی و منشأ احترامی است که سایر ملّت ها برای مردم ایران قائل هستند.
حصول همین مزیت ریشه بسیاری از عداوت ها و دشمنی ها بر علیه ملّت ایران بوده و بخش بزرگی از مقاومتی که امروز توسط توده های عمومی مردم ایران صورت می گیرد برای مراقبت از این موهبت می باشد.
"ملت ایران به خاطر جایگاه مستقل خودش، به خاطر تسلیم نشدن در مقابل نظام سلطهی بین المللی، مورد این تهاجم هاست. چون ملت در مقابل این نظام سلطه تسلیم نشده، فشار می آورند که تسلیم اش کنند. نه تنها نتوانستند او را وادار به تسلیم کنند، بلکه او در جایگاه خودش پافشاری اش هم بیشتر شده، قدرت و توانائی اش هم بیشتر شده. این، دشمنان را دچار عصبانیت و هیجان هائی می کند که اشتباهاتی هم بر اثر این هیجان ها از آنها سر می زند."
جنگ 12 روزه و تداوم فشارهای سیاسی – حقوقی همچون تهدید نظامی، مکانسیم ماشه و ... همگی در راستای یک هدف صورت می گیرد و آن وادار نمودن ملّت ایران به تسلیم بی چون و چرا در برابر تحمیل ها و خواسته های نامشروع نظام سلطه است. همانطور که مقام معظم رهبری در دومین پیام تلویزیونی خود فرمودند:
" اخیراً رئیسجمهور آمریکا زبان به تهدید گشوده، ما را تهدید میکند؛ هم تهدید میکند، هم با یک بیان سخیف و غیر قابل قبولی از ملّت ایران صریحاً میخواهد که بیایید تسلیم من بشوید! وقتی انسان این چیزها را مشاهده میکند، واقعاً تعجّب میکند. اوّلاً تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها میترسد. ملّت ایران نشان داده که در مقابل تهدیدِ تهدیدکنندگان دچار ترس نمیشود. وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛ ملّت ایران به این معتقد است. تهدید، در رفتار ملّت ایران و در اندیشهی ملّت ایران، تأثیر نمیگذارد. ثانیاً اینکه به ملّت ایران بگویند بیایید تسلیم بشوید، حرف عاقلانهای نیست. افرادِ باخرد که میشناسند ایران را، میشناسند ملّت ایران را، میشناسند تاریخ ایران را، هرگز چنین حرفی را بر زبان جاری نمیکنند. تسلیم چه چیزی بشوند؟ ملّت ایران تسلیمشدنی نیست."
به همین جهت امروز در پرتو گفتمان مقاومت، اصلی ترین نیاز تبیینی جامعه، بازخوانی ضرورت و دستاوردهای استقلال برای کشور و مرور هزینه هایی است که رویکرد تسلیم و وابستگی برای ما به همراه خواهد داشت.
تقویت باور عمومی نسبت به مسأله استقلال و تبیین ضرورت مقاومت در این راه، از طرق مختلف و تکنیک های متنوع ذهنیت سازی میسّر است امّا با رجوع به تجربیات گفتمان سازی و انگاره سازی مؤفق پیرامون مقوله استقلال در کشور درخواهیم یافت که یکی از برجسته ترین و کارآمدترین امکانات شناختی ما در این عرصه بهره مندی از ذخیره عظیم معنایی قرآن کریم و آموزه های نورانی آن است. بی تردید همین میزان از اعتقاد به رویکرد "مقاومت برای استقلال"و وجود "روحیه تسلیم ناپذیری" در جامعه نیز مرهون اُنس و گرایش اقشار مختلف مردم به معارف اسلامی و قرآنی می باشد.
" این روحیهی استقلال، این روحیهی قدر خود شناختن، این روحیهی عدم تسلیم که به برکت اسلام و قرآن در ملت ایران به وجود آمده، این است که [دشمنان] را عصبانی می کند؛ برای همین هم است که با اسلام بدند، برای همین هم است که به پیغمبر اسلام اهانت می کنند؛ می دانند که اسلام وقتی در یک کشوری رسوخ کرد، روحیهی استقلال در آن کشور آنچنان خواهد بود که دیگر زیر بار آنها نمی رود. آنها افراد ضعیف و زبون را در رأس کشورها یا به دست میآورند یا منصوب می کنند، برای اینکه از آنها اطاعت کنند. وقتی جائی مثل کشور ما، مسئولین را مردم معین می کنند، حضور مردم در همهی صحنهها حضور برجستهای است، آنها چه کار میتوانند بکنند؟ مردم مؤمن، مردم معتقد به مبانی اسلامی، مردم روحیهگرفتهی به برکت اسلام، در مقابل اینها کوتاه نمی آیند؛ لذا اینها هم عصبانی اند."
با توضیحات ارائه شده، انگارهی محوری برای عملیات تبیینی فصل بندگی، «عزتمندی و پیشرفت پایدار، با تکیه بر دشمن و تسلیم به دست نمیآید» انتخاب شده است. این انگاره که ذیل گفتمان «مقاومت تنها مسیر پیشرفت» تعریف میشود، توسط دیگر انگارههای منتخب تکمیل میگردد که در ادامه به تفصیل شرح داده خواهند شد.
اجتماعی کردن یک معنا یا یک نظام فکری به گونهای که به بخشی از بافت ذهنی و فرهنگی جامعه تبدیل شود. دستیابی به این سطح، یک موفقیت راهبردی و بلندمدت محسوب میشود که مستلزم فرآیندی زمانبر، مستمر و برنامهریزی شده است تا آن حرف و معنای مطلوب، در تار و پود جامعه تنیده شود.
عالیترین سطح از پردازش معنا در جامعه است. گفتمان یک پدیدهی کاملاً اجتماعی است. زمانی مجموعه ای از معارف، آموزه هاا و ارزشها به سطح گفتمان ارتقاء مییابد که از ذهن افراد فراتر رفته، در تعاملات اجتماعی سریان پیدا کرده و به عرف حاکم بر افکار عمومی تبدیل شود.
یک تصویر ذهنی، گزارههای کلیدی یا برداشت مشخص است که به صورت هدفمند در ذهن بخشی از جامعه ساخته و تثبیت میگردد. انگارهسازی به معنای کاشتن یک فکر، باور یا تصویر ذهنی کلیدی در ناخودآگاه جامعه است، به طوری که آن فکر به بخشی از پیشفرضهای فرهنگی مردم تبدیل شود. انگارهسازی، مقدمهای هوشمندانه برای گفتمانسازی محسوب میشود.
معماری مفهومی انگارهها نیازمند تعیین گفتمان مدنظر و تدوین انگارههای پشتیبان آن است. در نهضت زندگی با آیهها، دو گفتمان اصلی بهعنوان ریل حرکت تعریف شده است:
1. گفتمان «قرآن کتاب زندگی است»: این گفتمان، بستر اصلی ما برای ارتباط با عموم مردم است.
2. گفتمان «مقاومت تنها مسیر پیشرفت»: این گفتمان، محتوای اصلی و جهتگیری ما را مشخص میکند.
انگارههای نهضت ذیل این دو گفتمان ساماندهی و طراحی میشوند که برای عملیات فصل بندگی امسال این انگارهها ذیل دو گفتمان پیگیری میشود:
گفتمان «قرآن کتاب زندگی است»
• رجوع مستمر به قرآن، نجات دهنده انسان در این دنیای پر از سردرگمی و ظلمت است.
گفتمان «مقاومت تنها مسیر پیشرفت»
• عزتمندی و پیشرفت پایدار، با تکیه بر دشمن و تسلیم به دست نمیآید.
• اتحاد مقدس، سلاح اصلی ما در برابر دشمن و تفرقه، اسم رمز شیاطین برای غلبه بر ماست.
• معنویت و اتصال به قدرت بینهایت الهی، خاستگاه تسلیم ناپذیری ماست.
• استقامت، راه رسیدن به قلههای موفقیت است.
• پیروزی قطعی جبهه حق، یک قانون و سنت الهی است.
در دنیای پرتلاطم و ظلمانی معاصر که انسان با شبهات و سردرگمیهای فراوان مواجه است، قرآن کریم به مثابه چراغ هدایت و نقشه راه نجات عمل میکند. رجوع مستمر به این کتاب آسمانی، بصیرتبخش و راهگشای انسان در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی است.
• فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ (مزمل/۲۰)
• أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/۲۸)
استقلال تنها یک ارزش ذاتی و آرمان نیست، بلکه زیرساخت پیشرفت است. ملتی که مستقل نباشد و تسلیم قدرتهای زیادهخواه گردد، نمیتواند مسیر پیشرفت خود را تعیین کند و هرگونه رشدی در سایه وابستگی، شکننده و ناپایدار خواهد بود. از این منظر، ایستادگی نه تنها برای بقا، بلکه برای حرکت به سمت حیات طیبه و شکوفایی ظرفیتهای ملی ضروری است. لذا استقلال واقعی، بدون مقاومت در برابر سلطه و زیادهخواهی قدرتهای خارجی، توهمی بیش نیست. به همین جهت برای رسیدن به استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، باید در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدات، ایستادگی کرد. هیچ قدرتی به میل خود، استقلال را به دیگری اعطا نمیکند و ملتها باید با مقاومت، حق استقلال خود را به دست آورده و از آن دفاع کنند.
• فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ (محمد/۳۵)
• أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/۱۳۹)
• فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا (فرقان/۵۲)
چهار انگارهی بعدی (اتحاد مقدس، معنویت و دعا، صبر و استقامت، نصرت و پیروزی) در واقع ابعاد و ارکان چهارگانه برای تحقق و تثبیت انگارهی محوری «استقلال و تسلیمناپذیری» هستند. این چهار ستون، منشور و سبک زندگی یک ملت مستقل را مهندسی میکنند: استقلال از معنویت ریشه میگیرد، با صبر و استقامت در مسیر خود باقی میماند، با وحدت محافظت میشود و به افق روشن نصرت الهی چشم دارد.
انسجام داخلی، وحدت و همبستگی ملی، سرمایه اصلی برای مقاومت در برابر فشارها و حفظ استقلال است. ملتی مستقل باقی میماند که هوشیارانه در برابر استراتژی کلان دشمن برای ایجاد تفرقه و شکستن مقاومت ملی بایستد و ساختار درونی خود را منسجم و تقویت کند.
• إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ (مائده/۹۱)
• وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ (نور/۲۲)
جامعه الهی، با اتصال مستمر به منبع لایزال عزت و قدرت الهی، از تکیه بر قدرتهای پوشالی بینیاز میشود. این ارتباط، قوای روحی او را تأمین کرده و محاسباتش را از وابستگی به غیر خدا پاک ساخته و زمینه روحی لازم برای ایستادگی در برابر سلطهطلبان را فراهم میآورد.
• قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (آل عمران/۱۷۳)
• وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (بقره/۴۵)
• وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ...(طلاق/۲-۳)
در جهانی که قدرتهای سلطهگر به دنبال نفوذ و تحمیل اراده خود هستند، استقلال صرفاً با انفعال یا بیطرفی به دست نمیآید و حفظ نمیشود. بلکه نیازمند یک مقاومت فعال و پویاست که لازمه آن نیز صبر و استقامت در برابر ناملایمات و هزینه های احتمالی است. پس بدین جهت جامعه استقلال طلب، اهل پایداری فعالانه و خستگیناپذیری در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و روانی دشمن است. این استقامت، بهایی است که برای زیر بار زور نرفتن و حفظ کرامت و تحقق پیشرفت پرداخت میشود.
• إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا (فصلت/۳۰)
• رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (بقره/۲۵۰)
مقاومت برای استقلال، یک حرکت بیفرجام نیست. ایمان به سنتهای الهی، به جامعه مؤمن امیدی استراتژیک میبخشد که پیروزی نهایی، سرانجامِ حتمیِ تسلیمناپذیری است. این پیروزی، زمینه را برای تحقق پیشرفت واقعی و همهجانبه فراهم میآورد.
• وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُور من بعد الذکر أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء/۱۰۵)
• وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (صافات/۱۷۳)
در هنگامه نبردی تاریخی که دوگانه اصلی آن «استقلال و تسلیم» است، اصلیترین نیاز تبیینی جامعه، بازخوانی ضرورت و دستاوردهای استقلال برای کشور و مرور هزینه هایی است که رویکرد تسلیم و وابستگی برای ما به همراه خواهد داشت. این انتخاب، نه تنها پاسخی راهبردی به مسائل مبتلابه ایران اسلامی، منطقه و جهان است، بلکه پژواکِ رسای مبارزهای است که ریشه در هویت، غیرت و حافظه تمدنی ملت ایران دارد؛ مبارزهای چندصدساله برای رهایی از یوغ استعمار و ایستادگی شجاعانه در برابر اراده دشمن که همواره در پی به بند کشیدن ملتهای آزاده و تحمیل بردگی نوین بر آنها بوده است. استقلال تنها یک ارزش ذاتی و آرمان نیست، بلکه زیرساخت پیشرفت است. ملتی که تسلیم قدرتهای زورگو و زیادهخواه گردد، نمیتواند مسیر پیشرفت خود را تعیین کند و هرگونه رشدی در سایه وابستگی، شکننده و ناپایدار خواهد بود. از این منظر، ایستادگی نه تنها برای بقا، بلکه برای حرکت به سمت حیات طیبه و شکوفایی ظرفیتهای ملی ضروری است.
این ۳۰ آیه منتخب، حاصل ساعتها تأمل و هماندیشی نخبگان و فعالان دلسوز عرصههای گوناگون و بهرهمندی ویژه از منظرگاه اساتید فرزانه است. در این میان، «قواعد زندگی عزتمندانه و منشور قرآنی استقلال» به عنوان محور اصلی و خط محتوایی این مجموعه برگزیده شده است؛ چرا که استقلال و تسلیمناپذیری، کلیدواژه پیشرفت و رمز عبور از چالشهای فراروی جامعه اسلامی است. این مجموعه یک منشور کامل برای «چگونه مستقل بودن و مستقل ماندن» است و نشان میدهد که استقلالخواهی و تسلیمناپذیری حقیقی: از «معنویت و دعا» ریشه میگیرد، با «صبر و استقامت» قوام مییابد، در پناه «اتحاد مقدس» حفظ میشود و به افق روشن «نصرت و پیروزی» ختم میگردد.
در فرآیند انتخاب نهایی آیات، کوششی بلیغ صورت پذیرفته است تا ضمن حفظ انسجام و یکپارچگی محتوایی، از هرگونه تکرار مفاهیم مشابه اجتناب گردد و هر آیه، با ارائه پیامی دقیق، مؤثر و منحصربهفرد، مخاطب فهیم امروز را در میدان کارزار حفظ و تعمیق استقلال به نقشآفرینی دعوت نماید. همچنین، با لحاظ نمودن شرایط خطیر کنونی و رویدادهای محتمل در آیندهای نه چندان دور، آیاتی انتخاب شدهاند که از ظرفیت و پتانسیل لازم برای انطباق با موقعیتهای گوناگون برخوردار بوده و بتوانند در هر زمان و مکانی، پیام متناسب و کارآمد را به جامعه مؤمن و استقلالخواه عرضه نمایند.
بستهٔ آموزشی «در پناه قرآن» برای ماه رمضان، یک دورهٔ پراکنده نیست؛ یک مسیرِ کاملِ آمادهسازی مبلغ است در امتداد طرح ملی «زندگی با آیهها». قرآن در این بسته قطبنمای تحلیل، زبان تبیین، و نسخهٔ عمل میشود.
این بستهٔ آموزشی کمک میکند مبلغ، هم صحنهٔ امروز را درست بفهمد، هم مخاطبهای متنوع را دقیق بشناسد، هم آیه را به زبان ساده و زندگیمحور روایت کند، هم در میدانِ واقعی مردم حاضر شود، و هم دلِ مخاطب را با مناجات و دعا آماده کند تا آیهها از «شنیدن» به «زیستن» برسند. ویژگی مهم این بسته این است که تلاش کردهایم دوره متناسب با نیاز جامعهٔ امروزمان باشد.
این مسیر چهار ایستگاه دارد:
۱) ایستگاهِ «تشخیص و صورتبندی صحنه»؛ (عینک قرآنی برای فهمِ امروز)
برای اینکه مبلغ در شلوغی روایتها گم نشود و بتواند تحلیلِ منسجم بسازد، اول باید ابزار تشخیص داشته باشد. اینجا سه دوره ستونِ فکری شما میشوند:
هندسهٔ مقاومت | حجتالاسلام راجی
چارچوب ششستونی برای تبیین منسجم و امیدآفرین درباره مسائل اجتماعی و مقاومت؛ مناسب تولید روایت پایدار برای عموم.
دوگانههای قرآنی | استاد مجتهدزاده
یک دستگاه شفاف برای مرزبندی: حق/باطل، ایستادگی/تسلیم، رنج/رشد… تا تبیین شما از پراکندگی نجات پیدا کند.
آیین انتظار | استاد قنبریان
تبدیل «انتظار» به نقشهٔ کنش؛ با طیفبندی مخاطب و طراحی نوع خطاب برای هر طیف (دشمن/تماشاچی/بدنه وفادار).
تکرار تاریخ | حجتالاسلام یوسفی
دیدن الگوهای تکرارشوندهٔ طاغوت/فتنه/غربال؛ تا در بزنگاهها موضع درست را با معیار آیه تشخیص بدهید و امید بسازید.
۲) ایستگاهِ «تبدیل آیه به محتوای تبلیغی و روایتِ قابلفهم» (مهارتِ فرآوری و سادهسازی)
بعد از تشخیص صحنه، مسئله این است: آیه را چطور طوری بگوییم که «قابل استفاده» شود؟ این بخش، موتور اجرایی «زندگی با آیهها»ست:
سلوک سخن | حجتالاسلام قاسمیان
روش قدمبهقدمِ ساخت منبر آیهمحور: از فهم جایگاه آیه تا شبکهسازی معنا و رساندن مخاطب به «یک قدم عملی».
روایت زندگی | حجتالاسلام جوانآراسته
کارگاهِ سادهسازی و مصداقسازی: یک آیه را به زبان امروزی، کوتاه، شیرین و زندگیمحور میکند؛ مناسب منبر کوتاه و گفتوگوی روزمره.
این دورهها نشان میدهد برای مخاطبهای مختلف، مسیرهای متفاوت داریم؛ اما همگی زیر پرچم قرآناند:
نسخهٔ زندگی |حجتالاسلام ماندگاری
یک نقشهٔ جامع برای تنظیم سبک زندگی با آیات: از تصمیمسازی تا استمرار؛ با سرفصلهای آماده برای منبرهای رمضان (خانواده، اقتصاد، بصیرت، عمل).
دانشگاه قرآنی | استاد امیریطیبی
نسخهٔ ویژهٔ مخاطب دانشگاهی: مهندسی گفتوگوی اقناعی و مسئلهمحور (خصوصاً اقتصاد) برای ذهن نقاد.
کارگاه آرامش | استاد حسنپور
نسخهٔ ویژهٔ بانوان/مبلغات و خانواده: صبر و تابآوری بهعنوان مهارت قابل تمرین در زندگی واقعی.
رمضان فقط محتوا نیست؛ میدان است و دل. این سه دوره، تبلیغ را از کلاس و جلسه بیرون میآورند و به «واقعیت زندگی مردم» و «آمادگی قلب» وصل میکنند:
موج محبت | حجتالاسلام انصاریان
تضمین «پذیرش پیام»: هم ریشهداری علمی و تفقه را تقویت میکند، هم یاد میدهد پیام دین از مسیر محبت و رحمت به دل بنشیند.
دعوت زندگیساز | حجتالاسلام صالحپرور
مدل حضور و ارتباطسازی در متن زندگی: از سفره و محله و بازار تا اقدامهای اعتمادساز و حمایت اجتماعی.
صدای بندگی | حجتالاسلام واضحی
مهارت دعاخوانی اثرگذار (صدا، لحن، معنا) برای ساختن مجلسِ مناجاتِ دقیق و دلنشین؛ چون دعا «زمینِ نرم» میسازد تا آیه در جان بنشیند.
«در پناه قرآن» یعنی مبلغِ رمضان، هم عینک تشخیص دارد، هم روش ساخت منبر آیهمحور، هم مهارت سادهسازی و محبوبسازی پیام، هم نسخههای آماده برای مخاطبهای خاص (دانشگاه/بانوان/عموم)، هم نقشهٔ حضور میدانی، و هم فنون دعاخوانی برای اینکه رمضان واقعاً «فصلِ قرآن و مناجات» شود. خروجی این بسته یک چیز است: قرآن به زبان زندگی.